فراکسيون کمونيست‌های
سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)



(و.اى. لنين- وظايف فورى ما) طبقه كارگر براى سازماندهى قدرت طبقاتى خود و متحد كردن كليه زحمتكشان و ستمكشان، نخست بايد به سازمان يابى خود در يك حزب پيشرو و انقلابى بپردازد. حزب طبقه كارگر محصول پيكار طبقه كارگر و كانون مبارزه آگاهى طبقاتى پرولتارياست. حزب كارگر حاصل اقدام آگاهانه پيشآهنگ آگاه است و شكل مستقلى از آگاهى طبقاتى پرولتارياست. چيرگى بر بحران عقيدتى و دستيابى به آگاهى طبقاتى راه حل چنين كارى است. طبقه كارگر براى مقابله با جهانى سازى سرمايه دارى نيازمند حزب سياسى و گسترش سازماندهى طبقه خود مى‌باشد.

سى و شش سال از حماسه فدائيان خلق در جنگل‌هاى سياهكل گذشت. جنبش فدائى در تاريك‌ترين روزهاى ميهن‌مان و در اوج سركوب و اختناق، در ايام سرمستى‌هاى سلطنت پهلوى و در آستانه تمدن بزرگ پا به عرصه وجود گذاشت و در كمتر از هشت سال توانست به جنبشى توده‌اى و ميليونى تبديل گردد. بعد از انقلاب سال ١٣۵۷ فدائى نامى آشنا و قابل احترام براى دوست و دشمن شد. فدائى الگويى براى ديگران در عرصه مبارزه و مقاومت گرديد و با خلق "فرهنگ فدائى“، نام و كلام فدائى در جاى جاى ميهنمان طنين انداخت. ده‌ها چريك جوان، به محض آزاد شدن از زندان و دل كندن از خانه‌هاى تيمى، ناباورانه در رأس جنبشى فراگير قرارگرفتند. كه تا چند ماه قبل حتا تصور آن هم به ذهن‌شان خطور نمى‌كرد. فدائيان در اين پيكار صادقانه تمام توان مبارزاتى و تئوريك خود را به‌كار گرفته، و براى آزادى و بهروزى خلق خويش از آبرو و اعتبار خويش هزينه نمودند.

آرمان‌هاى انسانى مبتنى بر نفى استثمار، عدالت اجتماعى، دفاع از كارگران و زحمتكشان، مبارزه با نظام سرمايه‌دارى و امپرياليسم، دفاع از دمكراسى و نبرد عليه ديكتاتورى و استبداد، دفاع از استقلال سياسى و حاكميت ملى، احترام به حقوق اقليت‌هاى ملى و مذهبى و مبارزه در راه سوسياليسم، به همراه صداقت انقلابى از صفات بارز جنبش فدائى بود. اين جنبش ضمن حفظ استقلال خود از احزاب برادر و داشتن نقد و انتقاد به جنبش كمونيستى حاكم، خود را كمونيستى پويا و بالنده و معتقد به ماركسيسم - لنينيسم مى‌دانست و در دفاع از انترناسيوناليسم پرولترى كوچكترين ترديدى به خود راه نمى‌داد.
جنبش فدائى عليرغم لغزش‌ها و بيراهه رفتن‌ها، همواره در دفاع از منافع زحمتكشان و آرمان‌هاى والاى انسانى گام برداشته است. هر چند لغزش‌ها و خطاهاى صورت گرفته از چريك‌هاى جوان و فاقد تجربه سياسى دور از انتظارنبود. ولى سياست ما و دور گشتن ما از آرمان‌هاى نخستين سازمان و از بين بردن خط و مرز جنبش ماركسيستى - لنينيستى فدائيان با سوسيال‌دمكراسى، بزرگترین خطاى جنبش فدائى است. براى زدودن اين كج‌روى‌ها از سازمان، ما بر اين باوريم كه با تكيه بر "فرهنگ فدائى“ و"صداقت كمونيستى فدائيان"، مى‌توانيم با نقد علمى گذشته سازمان در فضائى رفيقانه، و به دور از بغض و كينه‌هاى شخصى بر اين اشتباهات چيره گرديم. با نقد صادقانه اين جريان فكرى و سياسى در تمامى عرصه‌ها، نقشى شفاف در مبارزات دمكراتيك و سوسياليستى كشورمان ايفاء خواهيم نمود.

وقتی نگاهی به پشت سر خود می اندازيم و آن سالهای دهشت انگيز را مرور می كنيم، هزاران خاطره تلخ و در عين حال غرور انگيز را بر پرده ذهنمان به نظاره می نشينيم. خاطرات تلخ از دست دادن فرصت هائی گرانبها، اشتباهاتی كودكانه و خاطرات دهشت انگيز. اعدام های سالهای ۶١- ۶٠ و قتل عام تابستان و پائيز ۶۷ را. قتل عام رفقائی كه هر يك سرمايه ای عظيم بودند و نبودشان خسارتی جبران ناپذير است برای سازمان ما و ميهن مان. خاطراتی غرورانگيز از مقاومت حماسی صدها فدائی كه زندگی خود را در راه آزادي، عدالت اجتماعی و آرمانهای سوسياليستی سازمان فدا كردند ما واقفيم كه بحران هويتی ناشی از شکست شوروی و اردوگاه سوسياليستی سازمان ما را نيز در هم نورديد. در طی اين سالها سازمان به شناخت و تعريف مجدد خود پرداخت و در اين راه عليرغم دستآوردهای مثبت و پر بار خود خطاهائی را نيز مرتكب شد، كه بعضا غير قابل توجيه بوده است. بحران هويتی در سازمان نه تنها به نفی لنينيسم و حتی ماركسيسم انجاميد، بلكه نظام سوسياليستی را هم از افق آرمانهای سازمان حذف كرد و هويتی مجعول تحت عنوان چپ دمكراتيك ؟! را جايگزين ماهيت سوسياليستی سازمان فدائيان خلق نمود.

صراحت لازم در دفاع و همبستگی و پذيرش آرمانهای سوسياليستی رفقای فدائی كه در گلزار خاوران تنها و تنها بخاطر دفاع از آرمانهای سوسياليستی آرميده اند ديده نمی شود. عدول از آرمانهای سوسياليستی بزرگترين خطائی است كه در طول حيات فدائيان خلق رخ داده است و ما تا اصلاح آن از پای نخواهيم نشست. همآنگونه كه برای آزادی و عدالت اجتماعی چنين خواهيم نمود.

تلاشهای محدودی كه برای تعريف مجدد هويت سازمان بعمل آمده، متاسفانه حول چنين مسئله ای اساسی وبنيادين كه بود و نبود سازمان را مشخص می نمايد، سازمان بدون بحث های تئوريك فراگير درگستره فدائيان داخل و خارج كشور، بدون تجزيه و تحليل گذشته سازمان و جهانبينی م- ل آن و بدون تامل در گزينش هويت جديد خود، چنان كه گفته شد هويتی مجعول را با مضمون "چپ دمكرات و مدرن غير ايدئولوژيك"؟! بر پيكره سازمان قالب نموده است.

در فرهنگ سياسى به خصوص فرهنگ سياسى ايران، چپ مسامحتاْ به نيروهايى اطلاق مى‌شود، كه خواهان نفى استثمار انسان، معتقد به مبارزه طبقاتى و در پى برقرارى نظام سوسياليستى هستند. در اين مبارزه چپ جانبدار و مدافع حقوق كارگران و زحمتكشان و برعليه اردوى سرمايه است. بطور كلى چپ صفتى سوسياليستى است. در شرايطى كه طرفداران نئوليبراليسم سعى در كمرنگ كردن تفاوت هاى چپ با جريانات بورژوازى هستند، ما به موازات مبارزات عدالت جويانه و دموکراسى خواهانه خود در داخل و خارج کشور براى زدودن انحرافات نا ميمون سازمان از سوسياليسم علمى تمام سعى وتلاش خود را بکار خواهيم گرفت. دراين راه از هيچ انتقاد و نقد رفيقانه اباء ننمود، و از هيچ انتقاد و برخورد فکرى نيز نخواهيم هراسيد.

به این دلايل خواهان مداخله‌ی مؤثر نيروهاى پيرو سوسياليسم علمى در مبارزات سياسى – اجتماعى و تحولات جوامع انسانى مى‌باشیم. ما سوسياليسم را نظامى اجتماعى و آلترناتيو بالقوه نظام سرمايه دارى مى‌دانیم، و برقرارى آن را بعنوان نظامى ارزشى به فردائى موهوم محول نمى كنیم. كسانى كه صرفاْ بر ارزشى بودن سوسياليسم تأكيد مى‌ورزند و مبارزه در راه برقرارى سوسياليسم را در شرايط كنونى مردود مى‌شمارند، در زمره چپ هاى مرددى قرار دارند، كه در اردوى چپ متحدين ثابت قدم و قابل اتكائى به شمار نمى آيند.

در اين بلبشو و تشتت و تفرقه چپ، بخشى از چپ هاى مردد و استحاله يافته سازمان كه به سوسيال دمكراسى گرايش پيدا كرده اند، و مدافع "جهانى سازى“ يا به قول خودشان "جهانى شدن" گشته اند. خواهان تشكيل حزب چپ با صفاتى چون دمكرات، مدرن، نوين، فراگير، تأثيرگذارو... شده اند. آنها مى‌خواهند نيروهاى پراكنده چپ را كه ٢٨ سال است هنوز نتوانسته اند، حتى حول كم ترين خواست هاى خود به كوچك ترين تعامل و همكارى دست يازد، را حول خواست هاى اساسى و استراتژيك در حزبى واحد گرد هم آورند. عليرغم اينكه حزب مورد نظر آنها چيزى به غير از احزاب سوسيال دمكرات اروپايى نيست، مى‌خواهند با تمسك به اين نام مجعول بخشى ازنيروهاى چپ و معتقدين به سوسياليسم علمى را به سوى خود به كشانند.

ما پیروان سوسیالیسم علمی در مقطع برگزاری کنگره دهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با هدف دفاع از خط مشی بنیان گزاران سازمان در ادامة روند مبارزاتمان علیه همة اشکال ستم ( طبقاتی، اجتماعی، فرهنگی، ملی و . ) تشکیل فراکسیون کمونیستی در درون سازمان را رسماً اعلام داشتیم. ما راهی را پی می گیریم که حماسه آفرینان سیاهکل با هدف دفاع از سوسیالیسم و مبارزه علیه همة اشکال سرمایه داری آغاز کردند.


پیروز باد مبارزات به حق مردم ایران علیه ستم طبقاتی و ارتجاع حاکم

کستردتر باد پیوند فدائیان خلق با کارگران و زحمتکشان

برافراشته باد پرچم سوسیالیسم