|
|
|
|
به اين ترتيب، طي قرن نوزدهم ميلادي در اروپا، بر اساس دو تحليل از ماهيت انسان، دو ديدگاه و دو طرز فکر متفاوت در زمينه تئوري هاي مربوط به علوم انساني شکل گرفت.
يک طرز فکر تا به آخر مدافع فرد بود و تامين آزادي کامل فرد را در اقتصاد را بهترين وضعيت براي تامين سعادت جمع، رقابت و رو در رويي با رقيبان را نيروي محرکه براي پيشرفت تلقي مي کرد.
طرز فکر ديگر جامعه را مسوول اصلي تامين سعادت فرد و تيمار دار او مي شناخت و معتقد بود که با تعاون و مشارکت همگان مي توان براي تک تک افراد بهترين شرايط ممکن براي رشد و بهره گيري از مواهب موجود فراهم کرد.
اين دو نظريه در سطح انديشه سياسي تئوريزه شده و به عنوان ليبراليسم و سوسياليسم شناخته شده است. جمع گرايي و تکيه بر روح تعاون طلب نهاده شده در وجود انسان، شعر سعدي، تکيه گاه اصلي نظريات سوسياليستي و فردگرايي و تکيه بر شور و عزم فرد براي پيشرفت و رسيدن به آرزوها و آمال ها تکيه گاه اصلي همه نظريات ليبراليستي است.»
|
|
|
|
|
|
|
بسياري از احزاب سوسيال دموکرات، از عناصر اصلي و سنتي سوسيال دموکراسي مانند عدالت اجتماعي دست برداشته و بر حقوق بشر و موضوعات مربوط به محيط زيست تکيه مي کنند. اين تغييرات را در سياست هاي باب هاوکي و پال کيتينگ در استراليا، توني بلر در بريتانيا، گرهارد شرودر در آلمان، گوران پرسون در سوئد، ديويد لانگ و روجر دوگلاس در نيوزلاند و ريکاردو لاگوش در شيلي مي توان ديد. اين تغيير در سياست با مخالفت اعضاي اين احزاب و راي دهندگان اصلي به آنها روبرو شده است، بسياري از راي دهندگان معتقدند رهبران آنها به اصول سنتي سوسيال دموکراسي خيانت کرده اند.
|
|
|
|
|
|
|
نهايتاً، با وسيع تر شدن تقسيمات طبقاتي، شرايط آنچنان بحراني مي شود که سقوط ساختار فرا مي رسد: مبارزه طبقاتي به انقلاب منتهي مي شود. پيروزي طبقه کارگر مالکيت خصوصي بعنوان شالوده جامعه طبقاتي را از بين مي برد و مالکيت عمومي بر ابزار توليد برقرار مي شود. با از بين رفتن طبقات، جامعه طبقاتي هم از بين مي رود، و به اين دليل که دفاع از منافع سرمايه داران عليه کارگران ديگر ضرورتي ندارد، آتوريته سياسي و دولت ناپديد مي شود.
|
|
|
|
|
|
|
جهاني شدن و جهاني سازي
آیا سند " فرآیند جهانی شدن ( گلوبالیزاسیون ) ، جهانی دیگر ممکن است"، در راستای پروژه جهانی سازي نئولیبرالیستی است؟
جمعي از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران – اكثريت ( داخل كشور )
اول دي ماه 1385
|
|
|
|
|
|
|
رفيق بهزاد کريمى، مسئول هيئت سياسى – اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)!
ما هم با شما هم راى ايم که تنوع فکرى – سياسى سازمان همانند خارج کشور در داخل نيز وجود دارد. و همچنين اين نظر شما را تائيد مينمائيم که نسبت اين تنوع ميتواند متفاوت باشد. خوشبختانه اين تفاوت با نسبتى معنى دار به نفع پيروان سوسياليسم علمى و طرفداران آماجهاى نخستين سازمان سنگينى ميکند.
|
|
|
|
|
|
|
در دفاع از سوسياليسم (۵)
جنبش فدائى همچنان "براى سوسياليسم" مبارزه خواهد نمود.
گرامى باد ياد و خاطره حماسهآفرينان سياهكل، پيشگامان جنبش فدائى و پويندگان راه سوسياليسم.
|
|
|
|
|
|
|
نامه ی جمعی از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران - اكثريت ( داخل كشور) به رهبری سازمان.
وقتی نگاهی به پشت سر خود می اندازيم و آن سالهای دهشت انگيز را مرور می كنيم، هزاران خاطره تلخ و در عين حال غرور انگيز را بر پرده ذهنمان به نظاره می نشينيم. خاطرات تلخ از دست دادن فرصت هائی گرانبها، اشتباهاتی كودكانه و خاطرات دهشت انگيز. اعدام های سالهای ۶١- ۶٠ و قتل عام تابستان و پائيز ۶۷ را.
|
|
|
|
|
|
|
اتحاد نياز مبرم جنبش دمكراتيك و طبقاتى ايران
صرف به كارگيرى مداوم واژهی اتحاد توسط احزاب و سازمان هاى سياسى اپوزيسيون و فعالين سياسى، صدور قطعنامه و فراخوان و تدوين پلاتفرم هاى متعدد در رابطه با امر اتحاد و همكارى نيروهاى سياسى، خود حاكى از عينيت اين نياز است.
|
|
|
|
|
|
|
جهاني شدن و جهاني سازي
نقد سند (قرار) كنگره نهم و سند پيشنهادي ما به كنگره دهم
آیا سند " فرآیند جهانی شدن ( گلوبالیزاسیون ) ، جهانی دیگر ممکن است"، در راستای پروژه جهانی سازي نئولیبرالیستی است؟
|
|
|
|
|
|
|
بخش دوم
جهاني شدن و جهاني سازي
نقد سند (قرار) كنگره نهم و سند پيشنهادي ما به كنگره دهم
در فقدان بديل سوسياليستي همواره شاهد رشد جنبش هاي ارتجاعي همچون نژادپرستي، تبعيض جنسي، دشمني و تنفر از بيگانگان، آنتي سمي تيسم، خصومت هاي قومي، بنيادگرايي مذهبي و .... بوده ايم.
|
|
|
|